باباکرم و رفتم بر در شمس العماره

یک، من تقریبا یقین دارم که هنر مدرن و پیشرو در زندگی انسانی و فرضا ما را هم جزوشان حساب کنید، نقش مهمی دارد، اما نقش هنر مبتذل و بخصوص هنر مستهجن که بدون توجه به معنویت، ارزشهای هنری، ارزشهای محتوایی و غیره، باعث می شوند تا ما بتوانیم برای لحظاتی از سنگینی بار هستی، به سبکی لذتبخش ابتذال فرار کنیم، اهمیت زیادی دارد. موسیقی سبک یا مبتذل از آنهایی است که ما دوست داریم بشنویم و معمولا خاطرات شیرینی از آن داریم و وقتی وزن مان کم می شود و دوست نداریم فکر کنیم و می خواهیم به اصل خودمان برگردیم، آن را می خوانیم.
" شکر شیرازی" یکی از آنهایی است که بخش اعظم کسانی که نامش را می شنوند او را نمی شناسند، حتی نامش را هم نشنیده اند، اما تقریبا هیچ کدام از ما نیست که ترانه طنز او را که در عروسی ها می خواند و هنوز هم در بسیاری از جمع های ایرانی به هنگام سرخوشی خوانده می شود بلد نباشند و تکرار نکنند. " رفتم بر در شمس العماره/ همون جایی که دلبر خونه داره/ زدم بر حلقه در/ یارم اومد دم در/ گفت کیست؟/ گفتم من ابوالچماقم درو واکن/ سفید و قلچماقم درو واکن/ درو واکرد منو جا کرد..." شکر شیرازی ترانه های زیادی ندارد، فکر می کنم هنوز زنده باشد. از یهودیان شیرازی بود و معمولا با تنبک و دایره زنگی می خواند. یک شعر به نام " زن" داشت که احتمالا بسیاری از فمینیست ها از آن خوششان نمی آید، ولی احتمالا خودشان هم ممکن است آن را بلد باشند. یک بار در خانه یوسفعلی میرشکاک یک نوار کامل شکر شیرازی را شنیدم. او با وجود اینکه ترانه هایش همیشه خوانده می شد، ولی هرگز ضبط حرفه ای نشد، گویا رادیو ایران یا رادیو نیروی هوایی آن را زمانی پخش کرده بود.
دو، مهوش شاید سرشناس ترین خواننده موسیقی سبک ایرانی است. او در دهه سی خواننده سرشناسی بود و تقریبا محبوب ترین خواننده کاباره ای زمان خودش محسوب می شد. متولد بروجرد بود و در ابتدا به اجرای زنده در محافل و مجالس می پرداخت. بعد از مدتی با ویولونیست خودش حسن زاده ازدواج کرد. گفته می شود دخترش یکی از پزشکان متخصص ایرانی است که در حال حاضر در ایران زندگی می کند. مهوش در یک حادثه رانندگی در سال 1339 کشته شد و مجلس عزاداری او که همزمان با درگذشت آیت الله بروجردی بود، یکی از بزرگترین جمعیت های عزاداران در ایران بود. بتدریج حضور او در فیلمها یکی از عوامل مهم فروش فیلم شد و در فیلمهای بسیاری بازی کرد. فیلمهایی که صحنه های ترانه خوانی و رقص او را که با هیکل درشت و ابروهای پیوسته محبوب گروههای تهیدست شهری بود. ترانه های " این دست کجه، کی می گه کجه؟"، " غلطه آی غلطه غلط غلوطه غلطه"، " مادر شوهر دشمنته" و " اومدم از هند اومدم، با ماشین بنز اومدم، اینقده بودم و اینقده شدم"، " شیرین قهر کرده یاروم"، " مامان جونم"، " مهوش"، " چارلی چاپین" و " گل ممد جان" از ترانه های معروف او بود. بسیاری تیپ زنانه مهوش را مصداق بارز سکس مورد قبول آن دوره می دانستند. عکس های او که در صحنه نمایش نیست، او را با چادرنماز نشان می دهد و گفته می شود که بسیاری از بازاری های آن دوران به جان او قسم می خوردند.
سه، پریوش را حتما یادتان است، او را در فیلم سوته دلان علی حاتمی دیده اید که ترانه " هوو هوو دارم هوو" را خواند و ترانه بسیار معروف " سرپل خواجو یارو وایستادس" با لهجه اصفهانی از کارهای معروف اوست. پریوش که در فیلم سوته دلان با عنوان ستاره شهیر شرق معرفی می گردد، بانویی تنومند بود که مثل بسیاری از خوانندگان مجلسی آن دوره از موضوع طنز و جنسیت در کارهایش استفاده می کرد.
چهار، آفت خواننده سرشناس دیگر دهه چهل، همزمان با مهوش و شهپر همه بازار موسیقی کافه ای و بزن و برقص را در دست داشت. در سال 1313 به دنیا آمده بود و لقب " بلبل شرق" متعلق به او بود. آفت در کنار حضور در کاباره های تهران در فیلمهای تبلیغاتی تلویزیون و چند فیلم سینمایی هم بازی کرد. او مدتی با قاسم جبلی، خواننده کوچه بازاری دیگری که ترانه " شبهای میگون" را خوانده بود رابطه داشت. آفت از سال 1340 خدا زد پس کله اش و بکلی توبه کرد و درویش شد و دیگر هیچ وقت نخواند و جامعه هنری و بخصوص کسبه تهران را عزادار کرد. از ترانه های معروف او می توان از " باباکرم"، " دم گاراژ بودم یارم سوار شد"، " مامان" ، " عشق پوشالی"، " کوه نور"، " دارم می افتم باباجون بیگیر منو" و " سلامو علیکم" نام برد. بعدا شایعاتی در مورد او بر سر زبان افتاد که گفته می شد او با معادیخواه سرپرست وزارت ارشاد کابینه موسوی در اوایل انقلاب رابطه داشت و معادیخواه به همین دلیل برکنار شد.
پنج، شاید مهم ترین ادامه دهنده راه آن بزرگان موسیقی سبک و مبتذل که عمیقا در دلهای ایرانیان جا داشت و دارد، جلال همتی بود. او که کارش را با بازخوانی ترانه های دلکش شروع کرده بود و در بسیاری از موارد تفاوت صدای این دو قابل تشخیص نبود، بعد از انقلاب ترانه های قدیمی موسیقی ضربی را در لس آنجلس خواند و ترانه های جدیدی را هم به گنجینه عظیم موسیقی ارزشمند مبتذل ایران افزود. ترانه های " قربده"، " سیزده بدر"، " مهوش پریوش"، " آتیش"، " برانکارد بیارید منو توش بذارید"، " داش داش داشم من"، " بندری ام"، " افسر هنگ"، " استخاره"، " سفر اروپا"، " مینی ژوپ"، " خاله جون"، " فریبا"، " مرغ اسیر"، " دختر همسایه" و " لب کارون" از کارهای برجسته اوست. این را قبلا گفته ام. مطمئنم که زمانی اوضاع ایران تغییر خواهد کرد. یکی از کارهایی که لازم می دانم بکنم، تشکیل " موزه هنرهای معاصر مبتذل ایران" است که مطمئنم بازدید کنندگان زیادی خواهد داشت.
ابراهیم نبوی، بروکسل، 26 آبان 1389
نظرات
کار بسیار جالب و ارزشمندی است و امیدوارم که در انجام آن موفق باشید.تحلیل قشنگی از طیف گستره شنوندگان این نوع آهنگها ارائه کرده بودید و من نیز میخواهم مواردی را به آن اضافه کنم .کسانی که که شرایط زندگی من را داشته اند. در خانواده ما به دلیل سلطه یک پدربزرگ مذهبی تا سال 1345 که من 10 ساله بودم هیچ نشانی از تنها وسیله متعارف پخش موسیقی یعنی رادیو نبود.اما در منزل دوستان و اقوام ویا مجالس عروسی برخی آهنگ های خوانندگانی مثل مهوش یا پریوش یا آهنگ " برفتم بر در شمس العماره" شنیده بودم و علیرغم اینکه بعدها که بزرگ شدم تحت تاثیر فرهنگ متعارفی که شما هم به آن اشاره کردید به انواع موسیقی های کلاسیک و پاپ و سنتی گوش می کنم ، اما شنیدن آهنگ های خوانندگانی که از آنها نام بردید حس جالبی ره بهم میدهد.شاید یکی ازدلایلش هم این باشد که در آن زمانها هیچوقت نتوانسته ام اطلاعات دقیق و مشخصی از آهنگ ها وخوانندگانشان به دست بیاورم.
امیدوارم که این کار را به ثمر برسانید.
گرفتن ار اس اس نظرات این مطلب.