موسیقی

مرگ نوازنده پژواک ها

wright-385_399553a.jpg
ريچارد رايت، راجر واترز و نيک ميسون؛ وقتي آنها در دانشکده پلي تکنيک به هم رسيدند، تازه 20 سالگي را پشت سر گذاشته بودند، بچه هايي که زير بمباران هاي جنگ دوم جهاني به دنيا آمده بودند، چرخش جهان را به چشم ديده بودند و همزمان با 20 سالگي در دهه 60 شاهد جنبش جهاني ضدجنگ ويتنام و جنبش براي آزادي هاي مدني بودند. شهر سانفرانسيسکو پايتخت ديوانه هاي هيپي بود که با هر چه بوي غرب و ماشين مي داد دشمن بودند و اگر حالش را داشتند شايد به غارهايي برمي گشتند که اجدادشان بدون اينکه گيتار را بشناسند در آتش جلوي غارها رقصيده بودند.
نسخه منتشر شده مطلب را در اعتماد می توانید ببینید

ادامه مطلب: مرگ نوازنده پژواک ها

 

شوخی

بشنوید:

نمی‌دانم چه کسی شوخی را آغاز کرد؟ آیا فکر کرده بود که ما در این جهان بی‌سروته باید چه بکنیم؟ گفته‌اند جهان بازی است و ما آمده‌ایم تا بازی کنیم. sydbarret.jpg

شاید کانت و دکارت و نیچه با شنیدن این اظهارنظر کودکانه، ابرو در هم بکشند و جهانی پر از اندیشمندان بزرگ را به عنوان مصداقی برای اشتباه گفته‌های ما توی چشم‌مان فرو کنند.

شاید موریس مترلینگ با همه حشرات جورواجورش به اثبات نظم بی‌انتهای هستی برآید. البته ما هم می‌توانیم انگشت به لانه زنبورهای موریس مترلینگ بکنیم و تمام نظم‌شان را به هم بریزیم.
شاید روح مارکس که گفته بود «سرانجام سرمایه‌داری زیر گام‌های آهنین پرولتاریا خرد خواهد شد.»با دیدن لکه روی پیشانی میخائیل گورباچف، به شوخی تلخی به نام پوتین و کاسترو فکر کند و این بار تکرار تراژدی سوسیالیسم را در کمدی ببیند.
شاید اگر با جهان شوخی کنیم سارتر و کانت و دکارت در گورشان بلرزند، اما بگذار سید بارت جوان ما با اسباب بازی‌هایش زیر شیروانی بازی کند و جهان را به شوخی بگیرد. ما شوخی را آغاز می کنیم.

ادامه مطلب: شوخی

 

ما بی‌گناهان

بشنوید:

1.prison11.jpg
می‌توانی چشم‌هایت را ببندی و تصور کنی که در همین لحظه چندین دستبند به دست‌ها حلقه می‌خورد، در همین لحظه چندین زندانی به سلول‌های زندان فرستاده می‌شوند و درست در همین لحظه چندین زندانی در تمام جهان روی زمین سرد سلول زندان از این پهلو به آن پهلو می‌غلتند.

می‌توانی تصور کنی در همه جای جهان ساختمان‌های بزرگ، با برج‌هایی که مردان مسلح در آن نشسته‌اند، با سیم‌های خاردار که زخمی شدن دست‌های فراری‌ها را تضمین می‌کنند، با درهایی فولادین، با قفل‌هایی محکم، با زندانبانانی که حرف نمی‌زنند و تنها از چشمی درهای فولادین به زندانی‌های مچاله شده در سلول نگاه می‌کنند، وجود دارد.

زندان اوین، زندان گوانتانامو، زندان ابوغریب...‌ این‌ها نام‌های آشنای ماست. زندان جزو لاینفک زندگی بشر است، از صدها سال قبل بوده و تا صدها سال بعد نیز ممکن است باشد.
شاید زندان «روی تاریک ماه» زندان مدرنی است که هرچه آزادی را بیشتر در اختیار انسان می‌گذارد، سلول‌های بیشتری نیز برای زنان و مردانی که زندانی می‌شوند، می‌سازد.

ادامه مطلب: ما بی‌گناهان

   

آسان بگیر، آسان می‌گذرد

1.jpg

شاید این روی روشن ماه باشد. می‌گوید، آسان‌بگیر تا آسان بگذرد. آسان گرفتن شاید نه به‌خاطر آن است که نمی‌دانی آن‌چه پیش خواهد آمد تا چه حد تلخ و دشوار است، نه، چنین نیست. شاید از آن روست که می‌خواهد جهان را ساده‌تر ببینی، ساده از کنار آن بگذری و ساده‌تر آن را تحمل کنی.
شاید شبیه آرام گذشتن از کنار شیری خفته که اگر سروصدایی به راه بیندازی بیدار می‌شود و زندگی‌ات را به‌خطر می‌اندازد. شاید مثل آرام گذشتن از میان آتشی که اگر آرامش نداشته باشی شاید با خطر بیشتری مواجه شوی. آسان بگیر تا آسان بگذرد.

بشنوید:

 

ادامه مطلب: آسان بگیر، آسان می‌گذرد

 

ماجده، صدای بیروت

majida-el-roumi-111.jpgدر کفرشیما به دنیا آمد، روز سیزدهم دسامبر ۱۹۵۶، او از آوازخوانان لبنانی است. هنوز بیست ساله نشده بود که در دهه هفتاد موسیقی را آغاز کرد.
ماجده شانزده ساله بود که تصویرش از تلویزیون لبنان به‌عنوان آوازه‌خوان نشان داده شد و چهار سال بعد، برنده مدال طلای بهترین خواننده زن لبنان شد.
بی‌تردید، امروز ماجده الرومی یکی از موفق‌ترین و مهم‌ترین خوانندگان دنیای عرب است. او چندی پیش به‌عنوان سفیر حسن نیت سازمان ملل متحد برگزیده شد.


بشنوید:

ادامه مطلب: ماجده، صدای بیروت

   

صفحه 1 از 8