نامه به یک دوست شاعر

آقای حسین جعفریان عزیز
دیدمت که در محفل آقا نشسته بودی و شاعر در شاعر، ریش در ریش دوستان بی ریشه ای که خوب می شناسیشان کنارت. آقا هم لبخند از لبش لحظه ای ترک نمی شد و جمعی شاد بودید و من یاد روزی افتادم که آقای شعردوست شعر فهم شاعرنواز، در نماز جمعه دستور تیر به بچه های این مملکت داد و فردایش چهل پنجاه نفر از بهترین بچه های این مملکت را که در سکوت کامل فقط حق شان را می خواستند کشتند و حتی جسدهاشان را به مادران شان تحویل ندادند و حتی از یک سوگواری هم دریغ کردند برای مادری که دختر یا پسرش را از دست داده بود. آن روز در آن نماز جمعه آقا نمی خندید، خشمگین بود، گریه کرد.
چند صدایی ضرورت است

گفته می شود که تلویزیون " رسا" به عنوان تلویزیون سبزها بزودی راه می افتد، نشانه ها می گویند که رسا، تلویزیونی است که بازتاب دهنده موج سبز حامی موسوی و کروبی در انتخابات 88 است. از سوی دیگر گروهی از نیروهای سرشناس هنرمند و روشنفکر و اندیشمند و فعالان سیاسی، با بنیاد کردن ایران ندا، قصد دارند که تلویزیونی برای انتشار آثار و خبرها و نظرات خود عرضه کنند.
من، ابراهیم نبوی، شخصا و به لحاظ نحوه نگاه به مسائل ایران و هستی، خود را به گروه ایران ندا نزدیک تر می بینم تا دوستانی که در رسا مشغول کار هستند. اما، به دلایل بسیاری ترجیح می دهم که امروز، اگر کاری از دستم بربیاید آن را روی " رسا" متمرکز کنم و امیدوارم هر دو رسانه بتوانند همان را که در بیانیه منتشر شده شان گفته اند، به تصویر بیاورند و بزودی منتشر کنند. از همین رو از کلیه دوستان دعوت می کنم به برخی موارد بطور خاص توجه کنند.


