ذکر جمال شیخ مهدی کلهر
آن مطرب المشاورین، آن ملبس بالشلوارالجین، آن سوخته جمال محمود، آن دوخته الکترال وری گود، آن شیخ عالیجاه، آن معاون سابق معادیخواه، آن دوزنده هر سوراخی و درزی، آن متصل کننده نوش آفرین به حاج منصور ارضی، آن گیس گلابتون آشفته مو، آن زیر برف سرکرده فرو، آن ابوالمعالی، آن بسته خالی، آن گاف داده بیشمار، آن قول دهنده پای کار، آن طریق میان بر، شیخ الشیوخ مهدی کلهر، ثم شهید کلهری، خوش تیپ بود، و کشنده پیپ بود و بزن و در رو مثل جیپ بود و دهنده اقوال چیپ بود.
نقل است چون از مادر بزاد با دست چپ بشکن همی زده با دست راست برسینه همی می کوفت و هیچ فریاد نکشید، جز آنکه دایم گفتی " گی پی جی". پس دایگان اجتماع نموده و حرکات و اطوار وی نظاره همی کردند
شرح احوال شیخ فیروزآباد

آن منبع هراس و بیم، آن شیخ الحجیم، آن همدم نسیم احمدی، آن سردارالعساگر ابدی، آن شاهد مقامات مشهور، آن حامل موشک و خیارشور، آن آمده از پشت کوه قاف، آن رئیس سابق قالیباف، آن منور رجال، آن مولد قیل و قال، آن صاحب الصندوق، آن مانده از عهد بوق، آن قائم مقام هر ارگانی و نهادی، شیخنا و مولانا و وتدنا سید حسن فیروزآبادی، پهناور بود، و جایگاه او از باختر تا خاور بود، و محمود را یار و یاور بود.
نقل است چون زاده شد، هیچ جیغ نزد و صدایی از وی مسموع نشد. پس به ده روز دایگان نزد او بنشستند و گوش بر دهان او چسبانده تا اثری از او شنوند، اما هیچ صدا از وی نیامد. پس تا به سی شبانروز نشستندی و صدا نیامد. پس به یک سال بودندی و صدایی از طفل صادر نشد. و این بود تا دایگان برفتند و حکیم بیاوردند. سردار مسعود الحکما چون طفل بدید گفت: این طفل ریاست ستاد یابد و هر عملیات کند هیچ صدایی از او مسموع نشود. و این از عظمت او بود که با آن عظمت هر کار کند بی صدا بود.