کلمه
عاقبت پسر ولخرج

روز قدس با حضور گسترده طرح مهار تهران، یعنی نیروهای نظامی در پایتخت و سایر شهرها، جلوگیری از حضور سبزها در شهر، و عدم حضور حامیان حکومت حتی به شکل نمایشی آن برگزار شد. تا آنجا که رسانه های حکومتی نارضایتی خود را از اینکه چرا رسانه های جهانی بازتاب مراسمی را که اتفاق نیافتاده، نشان ندادند، بروز دادند. معنای این واقعیت آن است که تندروهای دولت کودتا، از واهمه حضور مردم در خیابان، حتی از مراسمی مثل روز قدس را که به عنوان یکی از آرمانها و ارزش های خود به حساب می آوردند، چشم پوشی می کنند. از سوی دیگر این واقعیت نشان می دهد که حامیان سبزها و مخالفان حکومت بطور جدی از حضور خیابانی چشم پوشیده و به این شیوه عمل واکنش نشان نمی دهند. آنان می دانند که هر نوع حضور جدی سبزها در خیابان باعث متحد شدن نیروی آشفته و از هم گسیخته حکومت شده و عملا قدرت سرکوب و اتحاد آنان را بالا می برد.
شاید حافظ هم ارمنی بود، کاپیش؟

یک، امروز را با حافظ گذراندم و یاد روزهای زندانم افتادم. شانس آورده بودم و بیست روزی تمام وقت من بودم و حافظ. تمام واژه ها و اصطلاحاتش را درآوردم و حسابی در فضای حافظ غرق شدم. دقیقا مثل شنا کردن بود. تازه فهمیدم که با مطالعه عمیق در حافظ می توان او را و خانه اش را و کوی او را و شیرازش را دید. فهمیدم که چطور حافظ می تواند یک عمر آدم را دلمشغول خود بدارد و گرفتار خود کند. فهمیدم که حافظ چه نسبت عجیبی با موسیقی دارد و اگر واژه های مربوط به موسیقی اش را جمع کنی انگار که یک دائره المعارف کامل است. شد یک تحقیق نصفه نیمه که فکر کنم به یک زندان دیگر احتیاج داشته باشد تا بتوانم تمامش کنم. نکته این که حافظ به هر نحو که بتوانی ببینی در موسیقی ایرانی نفوذ کرده، از موسیقی راک " اوهام" بگیر تا کارهای " محسن نامجو" و از موسیقی پاپ و ملی بگیر تا موسیقی سنتی که پر است از حافظ،
روزنگار جنبش سبز - هفتم تا نهم شهریور ۱۳۸۸

رجب زاده : در کهریزک هیچ کس کشته نشد
در حالی که قوه قضائیه تصمیم گرفته بود که شیوه برخورد استالینی با دستگیر شدگان را تغییر دهد، صادق لاریجانی بالاخره حکم برکناری قاضی مرتضوی را صادر کرد. احمدی نژاد، دولت دهم را ضعیف تر از دولت نهم به مجلس معرفی کرد. آیت الله خامنه ای در یک پیام نه چندان علنی از مجلس خواسته بود که به دولت رای اعتماد بدهند. مردم خود را برای حضور در روز قدس آماده می کردند.
شیون فومنی را در ونکوور می توان شنید

یک، این تاریخ ما هم تاریخ عجیب و غریبی است، گاهی اوقات در شگفت می مانم از این حجم دروغ ثبت شده رسمی، با سیم سرب و مدرک محضری و هفت تا رونوشت. یکی از این موجودات عجیب، سید حسین فاطمی است، وزیر خارجه مرحوم مصدق که گاهی دقیقا شبیه مجاهدین خلق است، گاهی هیچ فرقی با خسرو گلسرخی ندارد، یک جاهایی شبیه مرحوم طالقانی است، گاهی هم شبیه نواب صفوی. راستش را بخواهید معنی دکترای این بندگان خدا را هم نمی فهمم، چطور می شود محمد مسعود کمتر از دو سال بیاید به بلژیک، هم فرانسه یاد بگیرد و هم دکترا بگیرد هم عاشق بشود. یا همین دکتر فاطمی دو ساله در فرانسه دکترا گرفته بود، هر چه فکر می کنم نمی توانم بفهمم چطور از فرانسه دو ساله دکترا می گرفتند. حالا دکترایش زیاد مهم نیست، مهم است که روز ششم آبان 1330 دکتر حسین فاطمی، در حال سخنرانی بر مزار محمد مسعود بود که هدف گلوله " عبدخدایی" از فدائیان اسلام قرار گرفت.
زوربای ملایری در سانفرانسیسکو

یک، بیخودی زور نزنید، بجز سه شهر کوچک یا نسبتا کوچک فونته نوا، فیومیچینی و ناپل هیچ راه دیگری به رم ختم نمی شود. من خودم حداقل دو سه بار به رم رفتم و اطلاعات دقیق دارم، باز می گفتید " همه راهها به میلان یا پاریس یا برلین ختم می شود" یک چیزی، ولی پائین لنگه چکمه ایتالیا، هیچ راهی نیست که به رم ختم شود. گفتم که بیخودی فکر نکنید اگر فرار مغزها اتفاق بیافتد کسی به رم می رود، معمولا جهت فرار مغزها مشخص است. گاهی اوقات ما ایرانی ها فکر می کنیم چون خیلی بد شانس هستیم، و هیچ راه دیگری نداشتیم رفتیم لس آنجلس، در حالی که اصلا این طور نیست، چون پول نفت الکی الکی ریخته بود زیر زمین منزل، امت تهرانجلس ظهور کرد. وگرنه تقدیر ما این نبود که از لندن یا شاه عبدالعظیم بالاتر برویم.
مطالب بیشتر...
صفحه 1 از 208